ظهر بود، داشتیم با سه نفر از دوستان تو یه خیابون قدم می زدیم به سمت جایی که شاید خیلی ها دوست دارن اونجا باشن.  یه منظره ای رو دیدم حیفم اومد بقیه رفقا نبینن، دوربین رو برداشتم . . . 

یکیشون داشت میپرید، گفتم خوش بحالش که هر موقع دلتنگش شد میتونه دورش بگرده و بعد روی گنبد بشینه و پرچم گنبد رو ببوسه و بگه : 

السلام  علیک یا ساقی کوثر

انشاا... قسمت شما